ღミ★ミღفقط متن و عکس فوق عاشقانهღミ★ミღ
متنها و عکسهای عشقولانه
|
|
دوستت دارم یگانه عزیز براي تو می نويسم ... براي تو كه در تمام لحظاتم وجود داری خنده هايم براي توست ... با تو بودن مرا شاد مي كند و بي تو بودن مرا گريان ... تو با من هستی در حالی كه در كنارم نيستی ... تو با منی چون در قلب منی ... قلبم را با دنيا عوض نمی كنم چون تو در آنی ... من تنها تو را دوست دارم چرا كه : سبزي مانند بهار استواري مانند كوه لطيفي مانند گل و رواني همچون دریا تو بزرگی مثل اون لحظه که بارون می باره
دلشكسته اي از تبار عشق با نام وحید-ساحل | دوشنبه هفتم دی 1388 | 11:47 | + | موضوع: |
لیلی و مجنون
دنیا آخه بدون عشق دنیا نمی شد امروز اگر عشقی نبود فردا نمی شد مجنون بدون عشق فقط یه اسم کهنه ست لیلا اگه عاشق نبود لیلا نمی شد
دلشكسته اي از تبار عشق با نام وحید-ساحل | یکشنبه هشتم آذر 1388 | 12:55 | + | موضوع: |
دستانت را در زير باران بگير مقداري که در دستانت جمع خواهد شد همان اندازه اي است که من را دوست داري و آن مقدار باراني که در اطراف خواهد ريخت به همان اندازه اي است که تورا دوست دارم در مشرق عشق دشت خورشيد تويي در باغ نگاه ياس اميد تـويـي در بين هزار پونه آنكس كه مرا چون روح نسيم زود فهميد تويی
دلشكسته اي از تبار عشق با نام وحید-ساحل | چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 | 10:48 | + | موضوع: |
عشق،قلب،.....خشم
استادى از شاگردانش پرسيد: چرا ما وقتى عصبانى هستيم داد ميزنيم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگين هستند صدايشان را بلند ميکنند و سر هم داد ميکشند؟ شاگردان فکرى کردند و يکى از آنها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسرديمان را از دست ميدهيم. استاد پرسيد: اين که آرامشمان را از دست ميدهيم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد ميزنيم؟ آيا نميتوان با صداى ملايم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگين هستيم داد ميزنيم؟ شاگردان هر کدام جوابهايى دادند امّا پاسخهاى هيچکدام استاد را راضى نکرد... سرانجام او چنين توضيح داد: هنگامى که دو نفر از دست يکديگر عصبانى هستند، قلبهايشان از يکديگر فاصله ميگيرد. آنها براى اين که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه ميزان عصبانيت و خشم بيشتر باشد، اين فاصله بيشتر است و آنها بايد صدايشان را بلندتر کنند. سپس استاد پرسيد: هنگامى که دو نفر عاشق همديگر باشند چه اتفاقى ميافتد؟ آنها سر هم داد نميزنند بلکه خيلى به آرامى با هم صحبت ميکنند. چرا؟ چون قلبهايشان خيلى به هم نزديک است. فاصله قلبهاشان بسيار کم است. استاد ادامه داد: هنگامى که عشقشان به يکديگر بيشتر شد، چه اتفاقى ميافتد؟ آنها حتى حرف معمولى هم با هم نميزنند و فقط در گوش هم نجوا ميکنند و عشقشان باز هم به يکديگر بيشتر ميشود. سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بينياز ميشوند و فقط به يکديگر نگاه ميکنند! اين هنگامى است که ديگر هيچ فاصلهاى بين قلبهاى آنها باقى نمانده باشد... من ياد گرفته ام: مهم نيست كه در زندگي چه داري، بلكه مهم اينست كه چه كسي را داري. دلشكسته اي از تبار عشق با نام وحید-ساحل | پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 | 16:39 | + | موضوع: |
فقط وحید و یگانه دلشكسته اي از تبار عشق با نام وحید-ساحل | جمعه هشتم آبان 1388 | 20:41 | + | موضوع: |
برای تو می نویسم
چه زیباست بخاطر تو زیستن وبرای تو ماندن بپای تو مردن وبه عشق تو سوختن؛ وچه تلخ وغم انگیز است، دور از توبودن، برای تو گریستن؛ و به عشق و دنیای تو نرسیدن؛ ای کاش می دانستی بدون تو، مرگ گواراترین زندگیست؛ بدون تو وبه دور ازدستهای مهربانت، زندگی چه تلخ وناشکیباست. ای کاش می دانستی مرز خواستن کجاست، وای کاش میدیدی قلبی راکه فقط؛ برای تو می تپد دلشكسته اي از تبار عشق با نام وحید-ساحل | چهارشنبه ششم آبان 1388 | 16:27 | + | موضوع: |
دوستت دارم
تو را دوست مي دارم نميدانم چرا دلشكسته اي از تبار عشق با نام وحید-ساحل | چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 | 21:45 | + | موضوع: متنهای فوق عاشقانه |
|
|